|
من آن گلبرگ مغرورم كه ميميرم زبي آبي ولي با خفت خاري پي شبنم نمي گردم *********** گفتي بمون با من بمون گفتم مي مونم گفتي با دل تنگي بخون گفتم مي خونم گفتم كه مست و عاشقم ديوونه تو هرشب خرابم گوشه ميخونه تو گفتي ببندم عهد با ياد تو بستم تاج غرورم و زير پات شكستم گفتي كه بايد عاشق و ديوونه باشم چون ساقي هرشب مي كش مي خونه باش گفتي كه بايد خاطرم شرط تو باشه آخه خيال خسته ام خط تو باشه گفتي كه با ياس تنت پيرهن بدوزم چون شاپرك باشم كه از عشقت بسوزم گفتي كه دستامو بگير گفتم مي گيرم گفتي كه از عشقم بمير گفتم ميميرم گفتمو گريه كردمو پاي تو ساختم اين دل سر به راه و آسون به تو باختم گفتي بمون با من بمون گفتم مي مونم گفتي با دل تنگي بخون گفتم مي خونم چرا با اين كه ميدونم خطا كرده هنوز دلگرم اميدم كه برگرده

|