تبليغاتX
دوست دارم@
دوست دارم@



!

 

 

كاندیدای شعر سال 2005 اثر یك پسر سیاه پوست
وقتی به دنیا آمدم سیاه بودم ،  وقتی بزرگتر شدم بازهم سیاه بودم
وقتی جلو آفتاب میرم همچنان سیاهم
وقتی می ترسم هم سیاهم ،  وقتی سردمه سیاهم
وقتی مریضم باز هم سیاهم ، وقتی هم كه بمیرم باز سیاه خواهم بود
تو ای دوست سفید من ، وقتی به دنیا آمدی صورتی بودی
وقتی بزرگتر شدی سفید شدی ، وقتی جلو آفتاب میری قرمز میشی
وقتی می ترسی زرد میشی ، وقتی مریضی سبز میشی
وقتی هم كه بمیری خاكستری میشی ، تو به من میگی رنگین پوست ؟
× × × × × × ×
الهی به مردان در خانه ات ، به آن زن ذلیلان فرزانه ات
به آنانکه در بچه داری تکند ، یلان عوض کردن پوشکند
به آنانکه با ذوق و شوق تمام ، به مادر زن خود بگویند مامان
به آنانکه دامن رفو میکنند ، زبعد رفویش اتو میکنند
مادران ظاهر پدر
الهی به آه دل زن ذلیل ، به آن اشک چشمان ممد سبیل
که ما را بر این عهد کن استوار ، از این زن ذلیلی مکن بر کنار

توسط مرتضی |

اگه دوستت داشت نمی رفت

 

هی نشین غصه نخور, رفته که رفته
اگه دوستت داشت نمی رفت اون که رفته
هی نشین چشم به راه رفته که رفته
اگه عاشق بود نمی رفت اون که رفته
بی خیالش مگه تو چند سال جوونی
بی خیالش مگه تو چند سال می مونی
بی خیالش اینا رسم روزگاره
همه شون کار خداست حکمتی داره
یاد حرفای قشنگش میدونم مثل یه داغ
اون دلت خیلی گرفته, شده قلبت پاره پاره
اون که رفته دیگه رفته, دیگه اون دوست نداره
دیگه دست بردار عزیزم, برو سوی عشق تازه
هیچ کسی نمی دونه توی دلت چی میگذره
حرفات اندازه کوه ,پر غروری ,خیلی ساده
اون که رفته دیگه رفته دیگه برگشتن نداره
اگه دوست داشت نمی رفت حتی واسه ی یه لحظه

 

توسط مرتضی |

غروب

 

غروب
 
ببین سیاهی بخت و مپرس از نامم
من از قبیله ی عشاق بی سر انجامم
 
به آن دقایق پر درد زندگی سوگند
که بی تو یک نفس ای هم نفس نیارامم
 
مکش ز دامن من دست با فراغت دل
که آفتاب غروبی به گوشه ی بامم
 
مرا که این همه طوفان طبیعتم، دریاب
که من به یک سر موی محبّتی رامم
 
ز عمر شکوه ندارم که خامه ی تقدیر
نوشته بود در آغاز نامه فرجامم
 
مرا امید رهایی ز قید هستی نیست
که با تمام وجودم فتاده در دامم
 
به هرکه دل بسپردم ز من چو سایه رمید
مرا ببین که شوریده بخت و ناکامم
 
چگونه پای نهم در حریم حضرت دوست؟!
هنوز دست ارادت نبسته احرامم
 
هوای خواندن افسانه ام مکن اکنون
ورق ورق شده دیگر کتاب ایّامم

 


توسط مرتضی |

ای عشق واقعی چگونه ستایشت کنم؟

 

 

ای عشق واقعی چگونه ستایشت کنم؟در
حالیکه قلبت از محبت بی نیاز است .چگونه
ببوسمت در حالیکه عشقت در وجودم
جاری میشود.بگذار نامت را تکرار کنم نامت
زیباست . دلنشین است.چه داشته ای که
اینگونه مرا طلب کردی؟من اینگونه نبودم
توعشق را با من آشنا کردی.تو هوای دلم
را باطراوت کردی.زمانیکه باتو هستم به
آسمان تا بیکران پرواز میکنم.گرچه پایان راه
را نمیدانم


تو نیستی که ببینی چگونه پیچیده است
طنین شعرنگاه تودرترانه من تونیستی که
ببینی چگونه میگردد نسیم روح تو درباغ
بیجوانه من
چراغ،آیینه ،دیوار بیتو غمگینند.
تونیستی که ببینی بادیوار به مهربانی یک
دوست ازتو میگویم.
تونیستی که ببینی چگونه از دیوار جواب
میشنوم و غافلی ازینکه نمیدانی دوستت
دارم


زیباترین حرف دنیا.
گاهی که دلم به اندازه تمام غروبها میگیرد
چشمهایم را فراموش میکنم اما دریغ که
گریه دستانم را به تو نمیرساند.من از تراکم
سیاه ابرها میترسم و هیچکس مهربانتر از
گنجشکهای کودکی ام نیست و کسی
دلهره های بزرگ قلب کوچکم را
نمیشناسد و یا کابوس شبانه ام را
نمیشناسد.
بااینهمه،نازنین،این تمام واقعه نیست از دل
هرکوه،کوره راهی میگذرد.وهراقیانوس به
ساحلی میرسد.وشبی نیست که طلوع
سپیده ای در پایانش نباشد كزچهل فصل دست کم یکی بهار است.
من هنوزترادارم
 

من پر شده ام دوباره ازتو چون یک شب پرستاره از تو
امشب غزلی نوشته ام باز بی رمز و بی استعاره ازتو
از این غم بیزوال شیرین از داغ دل هماره ازتو
طوفان زتو وتلاطم ازتو ساحل زتو وکناره ازتو
هربار زتو سروده ام باز اینبار زتو ودوباره ازتو
آتش بزن ومرا بسوزان خرمن زتو و شراره ازتو
از مرگ دگر نمیهراسم جان من ویک اشاره از تو


به خورشید گفتم عشق چیست ؟تابید
به ابر گفتم عشق چیست ؟بارید
به پروانه گفتم عشق چیست؟ نالید
به باد گفتم عشق چیست ؟وزید
به گل گفتم عشق چیست؟ پرپر شد
به انسان گفتم عشق چیست ؟اشک
ازدیدگانش جاری شد گفت :دیوانگیست

 

توسط مرتضی |

به نام او

 

 

به نام او
 
آدما حرمت این پنجره ها رو میشیکنن
با نگاه زردشون ، دل بهارو میشکنن
 
لهجه ی سلامشون ، بوی خدافظی میده
دل نازکم از این آدما خیلی رنجیده
 
میدون مسابقس ، بازیه دل شکستنه
قهرمان میشه با سر، هر کسی نارو بزنه
 
میون این آدما ، چطور باید بُر بخورم
مثل ابرا بازم از ، بارون دلتنگی پُرم
 
تو که درس کینه رو ، مشغول دوره کردنی
نگا کن دلت شده ، رنگ سیاهه روشنی
 
کاش دوباره حرفی از عاشقی در میون باشه
هر کی هر چی که میگه ، تو دلشم همون باشه
 
کاشکی آدما با هم یه ذره مهربون بشن
فصل پیوند گُلاس ، کاش همه باغبون بشن
 
میدون مسابقس بازیه دل شکستنه
قهرمان میشه با سر هر کسی نا رو بزنه...
 

 
         آرزومندآرزوهاتون  

توسط مرتضی |

عشق يعني

 

 

عشق يعني با جهان بيگانگی
عشق يعني شب نخفتن تا سحر
عشق يعني سجده ها با چشم تر
عشق يعني در جهان رسوا شدن
عشق يعني اشك حسرت ريختن
عشق يعني لحظه هاي التهاب
عشق يعني لحظه هاي ناب ناب
عشق يعني ديده بر در دوختن
عشق يعني در فراقش سوختن
عشق يعني سروراي آويختن
عشق يعني زندگي را باختن
عشق يعني عطر گلهاي سفيد
عشق يعني يك بغل دلدادگی

توسط مرتضی |

(LOVE)

 

عشق (LOVE)
 
عشق ، يك عكس يادگاري نيست ، يك مزاح شش ماهه يا يك ساله نيست .واقعيت عشق در بقاي آن است حقيقت عشق در عمق آن ، و اين هر دو در اراده ي انساني ست كه مي خواهد رفعت زندگي را به زندگي باز گرداند .
 دختران و پسران بسياري هستند كه تمام هدفشان از طرح مساله ي عشق ،رسيدن است .
 عجب جنجالي به پا مي كنند !اعتصاب غذا ، تهديد ، گريه ، سكوت ، فرياد ... و سرانجام ، رسيدن .
 اما از همين لحظه مشكل آغاز مي شود . وقتي هدف اينقدر نزديك باشد(گرچه كمي هم دور به نظر مي رسد ) بعد از زماني كه برق آسا مي گذرد ديگر نمي دانند چه بايد بكنند . با اولين شست و شوي پرده ها ، لب پر شدن بشقاب ها بو كهنگي گرفتن جهيزيه ، مي مانند معطل .قصد بي حرمتي به هم را كه ندارند .بي حرمتي ، فرزند كهنگي ست ، فرزند تكرار .  اين را بايد مي دانستند كه رسيدن پله ي اول مناره يي ست كه بر اوج آن اذان عاشقانه مي گويند .برنامه اي براي بعد از وصل . برنامه اي براي تداوم بخشيدن به وصل .

از وصل ممكن و آسان تن به وصل دشوار و خطير روح .
 

توسط مرتضی |

عاشق چشمای مست و نازتم

 

با من که تنها عاشق چشمای مست و نازتم
با من که هر جا که باشم عشق تو رو داد میزنم
با من که توی آسمون عکس چشاتو میکشم
با من که از پشت نگات طلوع خورشید میبینم
با من که در فراغ تو قاب چشام ابری میشه
با من که لحظه وداع غم توی قلبم میشینه
با من که بین آدما فقط تو رو جار میزنم
با من که تا نفس دارم ز عشق تو دم میزنم
با من که جای خوبیهات قلبمو هدیه میکنم
با من که از خود خدا قول رسیدن میگیرم
با من که تنها همدمم آغوش عکسای توئه
با من که بهترین دمم لحظه گریه کردنه
با من که جای خنده هات بوسه به لبهات میزنم
با من که اسم نازتو روی دلم حک میکنم
با من که نذر هر شبم فال چشای مستته
با من که شعر عاشقیم اسم تو رو داد زدنه
با من بمون عروسکم با من بمون ترانه ام

 

توسط مرتضی |

نور چشمای قشنگت توی قلبم میزنه

 

 وقتی تاریکی شبها رو چشام پا میذاره
نور چشمای قشنگت توی قلبم میزنه
وقتی سرمای زمستون توی رگهام میزنه
گرمی دستای نازت منو آروم میکنه
وقتی تلخی فراغت تو نگام موج میزنه
شهد بوسه لبانت رو دلم ساز میزنه
وقتی کابوس جدایی رو دلم خط میزنه
روی خواب خط میکشم تا منو داغون نکنه
وقتی لحظه وصالت داد رفتن میزنه
ابر چشمای غریبم تا سحر زار میزنه
وقتی قصه رسیدن کج و ناخوانا میشه
واژه هرگز نمیخوام واسه من خوانا میشه
وقتی رسم و عادت بدقولیهات تازه میشه
رد پای گریه هام رو صورتم خط میذاره
وقتی قفل دستات از دستای من جدا میشه
زنگ خوابیده قلبم بی صدا کنده میشه
آی خدای عاشقا دلم میخواد بهت بگه
اگه به عشقم برسم چیزی ازت کم نمیشه
فدای مهربونیهات قصه ما تموم نشه
گوشه نگاهی بکنی واسه عشق ما بسه
نذار گل وصال ما به دست تقدیر برسه
واسه یه بار هم که شده هر چی میگم بذار بشه

 

توسط مرتضی |

هیچ کس با من نیست

 

هیچ کس با من نیست
مانده ام تا به چه اندیشه کنم
مانده ام در قفس تنهایی
در قفس می خوانم
چه غریبانه شبی است
شب تنهایی من
**************************

من آن دم چشم بر دنيا گشودم
که بار زندگي بر دوش من بود
چو بي دلخواه خويشم آفريدند
مرا کي چاره اي جز زيستن بود
 
من اينجا ميهماني ناشناسم
که با نا آشنايا نم سخن يست
به هر کس روي کردم؛ ديدم آ وخ!
مرا از او خبر ، او را زمن نيست
 
حديثم را کسي نشيد ؛ نشنيد
درونم را کسي نشناخت ؛ نشناخت
بر اين چنگي که نام زندگي داشت
سرودم را کسي ننواخت ؛ ننواخت
 
برونم کي خبر داد از درونم
که آن خاموش و اين آتشفشان بود
نقابي داشم بر چهره؛ آرام
که در پشتش چه طوفان ها نهان بود
 
همه گفتند عيب از ديده تو است
جهان را بد چه مي بيني که زيباست
ندانم راست است اين گفته يا نه
ولي دانم که عيب از هستي ماست
 
چه سود از تابش اين ماه و خورشيد
که چشمان مرا تابندگي نيست
جهان را گر نشاط زندگي هست
مرا ديگر نشاط زندگي نيست
*******************************
زندگی معلم سنگدلی است
که اول امتحان می گیرد 
 وبعد درس می دهد

 

توسط مرتضی |

باور کن که دوستت دارم

 

باوركن

باور کن که دوستت دارم
ای تنها بهانه برای زنده بودنم ، نفس کشیدنم دوستت دارم ....
ای امید و آرزوی من ، دنیای من دوستت دارم....
ای تو به زیبایی یک گل سرخ ، به پاکی یک چشمه زلال ، به لطافت باران بهار دوستت دارم....
ای تو فصل بهارم ، همیشه یارم ، همدم این دل پاره پاره ام دوستت دارم....
ای تو آرامش وجودم ، همه بود و نبودم ، هستی و تار و پودم دوستت دارم....
ای تو طلوع زندگی ام ، ناجی لب تشنگی ام دوستت دارم....
ای تو عشق زندگی ام ، همیشگی ام ، ماندنی ام دوستت دارم....
دوستت دارم و خواهم داشت ای که تو لایق این دوست داشتنی .....
عاشقت می مانم و خواهم ماند ای که تو لیلی این دل دیوانه ای....
به خاطرت جانم را ، زندگی ام را ، فدایت می کنم ، نثارت میکنم ......
دوستت دارم که چشمهایم را قربانی نگاهت میکنم ....
اگر می گویم که دوستت دارم از ته دلم می گویم ، از تمام وجودم می گویم!
باور کنی ، باور نکنی یک کلام! دوستت دارم.........

 

 

توسط مرتضی |

شمع دل

 

شبها که روشن می کنم شمع دلم را


شبها که روشن می کنم شمع دلم را


در خلوت رویایی خویش


آنگاه می بینم ترا


در خلوت خلوت ترین تنهایی خویش


آنگاه ساکت می گشایم دفتر دل


تا راز عالم را بگویم با دو چشمت


بی عار می بینم خودم را


در دشت بی پایان عشقت


چشمان تو سیمای خورشید


آرش کمان گیری چشمانت تواند ؟


با من بگو


با من بگو اینگونه شبها را کجا خواهم توانست


بی یاد تو


بی نام تو


تاصبح بینم ؟


آیا بگو من می توانم ؟


می توانم ؟

 


توسط مرتضی |

بازی عشق

 

بازی عشق

رسم بازی عشق این بود که
من بشمارم و تو قایم شوی
به همان رسم های قدیمی کودکانه (قایم باشک)
هنوز نشمرده بودم که رفتی
و چنان ناپیداکه
برای همیشه بدنبالت سرگردان و آواره شدم
لعنت به این بازی بچه گانه لعنت

love game


It was the rule of love game that
I count and you hide
just the same as those old childish customs(hide and seek)
I had no sooner counted that you went
and so invisiblely that
I have looked for you errant and vagrant for ever
Damn on childish game
damn

 

توسط مرتضی |

عشق آتش است

 

                          

                              
عشق آتش است اما آتشی سرد با وجود این باید در این آتش سوخت زیرا این آتش تطهیر کننده است.
 
این آتش فقط برای تطهیر کردن می سوزاند ناخالصی است که می سوزد و طلای خالص باقی می ماند .
 
بدین سبب عشق رنج آفرین است زیرا خواهان خراب کردن ماست تا دوباره آباد کند دانه باید شکسته شود وگرنه درخت چگونه می تواند متولد گردد؟
 
رود باید به انتها برسد وگرنه چگونه می تواند به دریا ملحق شود؟
 
بنابر این راحت باشیم و بگذاریم سوخته شویم وگرنه چگونه می توانیم متولد گردیم و خویشتن خویش را بیابیم؟
 
 

      


به هيچ كس آزار مرسانيد كه كار روزگار دائم در تغيير و تحول است و بدبخت آن است كه از يادآوري عاقبت خود غافل باشد.

 
جمال بی کمال و کمال بی جمال محال است


 

با غزل ها هم آواز
در ژرفاي واژه گم بايد شد
همراه با باد گذرا چون خود او، بي رنگ چون آب زلال
راه فردا را بايد پيمود
هم جنس با صخره‌، مبارزه را بايد آموخت
و از جنس بهار، در لطافت يك موسيقي گم بايد شد
تابلوي طبيعت به اندازه همه نگاه ها جا دارد
در معني و راز اين تابلو غرق بايد شد
آرامش را بايد از يك گل آموخت
كه چگونه بي اضطراب از غم فردايي، زندگي را دريافته
و هنگام پژمردن، چه آگاهانه مرگ را پذيرا مي شود
ايمان بايد داشت، ثانيه ها هرگز ـ نه ايستادند
و هر لحظه به اندازه يك دنيا، اتفاق خوب و بد در خود پنهان كرده
اين چنين شايد، زندگي زيباتر شود
آي كه غم زندگي ات را تيره كرده
چه انجامي براي اين دايره بسته، زندگي
كاش آه آرامش را قبل از رسيدن بكشي
و با هم بدانيم كه شبي هرگز جاودان نشده
... به بي تابي ها بگو، كمي صبر
لحظه ها راه خود را خواهند رفت


 

توسط مرتضی |

 

 تو چراغ یک ستاره توی شبهای کویری
واسه تشنه رسیدن چشمه آب زلالی
تو تبسم خدایی به روی قلب سیاهم
لحظه طلوع خورشید تو غروب قلب تارم
خط بوسه نسیمی تو کویر داغ غربت
سحر و جادوی خدایی توی برگه صداقت
آخرین بند امیدی توی چاه بی نشونی
فصل رفتن گناهی توی انبوه سیاهی
تو لطافت بهای واسه خزون قلبم
عطر گلهای شقایق تو جهنم نگاهم
تو شکستن طلسم قفل سنگین گناهی
تپش دوباره قلب موقع قطع امیدی
تو رهایی پرنده توی اوج آسمونی
لحظه دریا رو دیدن واسه ماهی کویری
تو ترانه خدایی واسه چشمای مستم
تو فرشته وصالی واسه قلب شکستم
تو شکفتن یه غنچه زیر بارون فراغی
شستن چشمای عاشق با ترنم وصالی
تویی شاهزاده قصه من گدای ناز چشمات
ساغر عشق خدایی من دیوونه شرابت
با تمون بی نشونی آدرس چشماتو حفظم
با تموم ظلمت دل غرق خورشید نگاتم
سر در قلبم نوشتم هیچ کسی رو راه نمیدم
آخه تا چشماتو دارم عاشق کسی نمیشم
همه دنیا بدونن مست چشماشون نمیشم
تا خدا خدای دنیاست عاشق چشمات میمونم

توسط مرتضی |

انتظار

 

 

آن باش که هستی و آن شو که توان بودنت است
 
دوست واقعي شما کسي است که

هيچ احتياجي به شما ندارد ، اما باز هم دوست شماست


انتظار واژه ی غریبی است ...
 واژه ای که روزها یا شایدم ماههاست
که با آن خو گرفته ام.
 که چه سخت است انتظار ..
هرصبح طلوعی دیگراست برانتظارهای فرداهای من!
خواهم ماند تنها در انتظار تو
چرا نوشتم در برگ تنهاییم برای تو، نمیدانم؟
 
شاید روزی بخوانند بر تو، عشق مرا
می دانم روزی خواهی آمد، می دانم
گریان نمی مانم، خندانم!
برای ورودت ای عشق
وقتی که به یادت می افتم،
 
به یاد خاطراتت...نامه هایت را مرور می کنم،
 یک بار...نه...بلکه صد بار
وجودم را سراسر عشق فرا می گیرد

سالها بود که در مزار تنهاييم خفته بودم
ناگاه با مشتي آب سرد برروي مزارم برآشفتم
بوي چند شاخه گل مريم مشامم را نوازش داد
بعد از سالياني احساس کردم نمرده ام!
دختري سياه پوش برسر مزارم فاتحه ميخواند
وجودم به لرزه افتاد
او که بود؟؟
آيا او هماني بود
که با دستانش مرا به قعر خاک تبعيد کرده بود؟
خاطرات در برابرم صف کشيدند
موهاي خاک خورده ام را
ميان دستان استخواني ام فشردم
حفره خالي چشمانم لبريز از اشک شد
احساس مرگ و زندگي بر قلبم چنگ ميزد
ميان دلهره و ترديد دختر سياه پوش رفت
ولي هنوز خاطراتي که در ذهنم بر آنها
 
مهر باطل زده بودم در برابرم نقش مي بستند
آه چه غم انگيز بود خاطره روز مرگم



عشق اگر با تو بيايد به پرستاري من


شب هجران نکند قصد دل آزاري من


روزگاري که جنون رونق بازارم بود


تو نبودي که بيايي به خريداري من

توسط مرتضی |

تمنا

 

من تمنا كردم
كه تو با من باشي
وتوگفتي:هرگزهرگز
پاسخي سخت ودرشت
ومرا غصه ي اين هرگزها
Upgrade your email with 1000's of emoticon icons

Upgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

 

ناباورانه قدم هاشو نظاره مي کردم که آروم آروم ازم دور و دورتر مي شد .. دلم مي ‏خواست فرياد بزنم:‌ نرو ..... دلش مي خواست فرياد بزنم :‌ بمون ‏‏... ..ولي بغض راه گلومو بسته بود و مجال نمي داد ، با چشمام فرياد کشيدم :‌بمون ... اما ‏افسوس که هيچ وقت به پشت سرش نگاه نکرد تا فرياد چشمامو بشنوهUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

 

Upgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

بازجمعه شددلم گرفت
همچوكودكي بهانه مي كند
بازمن
ت
ظرشدم بيا
بياكه سازهم گلايه مي كند
دوباره تنگ شددلم
نغمه خوان غصه شددلم
بازجمعه شدمنم تنها
منتظربه ره مانده
Upgrade your email with 1000's of emoticon icons

شاد باشيدUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

Upgrade your email with 1000's of emoticon icons 

توسط مرتضی |

فراموشم نکن

 

 فراموشم نکن
 
اسمت را براي هميشه در قلبم ننوشته بودم
و عشقت را براي هميشه در دلم جاي نداده بودم
ولي حالا که اين کارا کرده ام براي هميشه دوستت خواهم داشت
وهيچگاه و در هيچ مکاني از کاغذ و برگه قلبم حذف نکرده و نخواهد کرد
پس: دوست دارم
دوست دارم يه عالمه دوست دارم به وسعت يه آسمون
به وسعت سيارمون دوست دارم به خاطر مهربونيات؛
به خاطر صبوريات دوست دارم نه در هوس بلکه مثل يه بت پرس
راحتت کنم دوست دارم تا آخرين نفس؟

 

توسط مرتضی |

آه زندگی

 

آه زندگی
بگو با من از عشق من
از او که سالها مرا در بر گرفت بی منت
او که اعتبار اسمش را درنبض من نهاد
و غرورش را در شمارش
تقدیر من رها کرد
از او که پرواز من بود
و روحش اقتدار قرن نو.
..
آه زندگی
از عشق من بگو
که اکنون
در کجای حادثه زخمیست
بگو که فریاد کدام سایه
سکوت او را درید
و ضجه های
کدامین تردید
کابوس خوابهای او شد.
بگو بگو از عشق من
از او که مرا
در پناه راز خویش پروراند
و دستانش
در این بادهای وحشی جنون
در خاک مضطرب من
دانه های عاشقانه کاشت
...
آه زندگی
با من بگو از عشق من
بگو از جاده های بی ترحم
از این تقدیر ملتهب
بگو که عشق من چه می کشد
در آن حصار نانجیب
بدون ذره ای امید.
...

آه زندگی
بگو که این زمانه ی بی فرجام
با عشق من چه کرد
بگو که کدامین پایان
انتقام خویش را از او گرفت
و اشک کدامین معشوق
در چشم او نشست
بگو که به جرم
کدامین قانون می شکند
در این دیار بیمار.
...
آه زندگی
از عشق من بگو
از جاده های بی ترحم.

 

توسط مرتضی |

اي خدا

 

 به شوق نگاه تو با شبنم،ديدگانم را بر جاده ي نيايش هاي عاشقانه روانه مي سازم و در لحظه ي رويارويي ديدار با تو كه وجودم سرشار از شكوفه هاي لبخند و رضايت تو مي شود از تو مي خواهم كه


اي خدا اين وصل را هجران مكن
سرخوشان
عشق را نالان مكن
نيست در جهان ز هجران تلخ تر
هرچه خواهي كن وليكن آن مكن

 

توسط مرتضی |

دلم آتش مي گيرد از نامردميها ... از بي عشقيها !!

 

دلم آتش مي گيرد از نامردميها ... از بي عشقيها .. از نگاههاي سرد در كنار آغوشهاي گرم .... دلم .. دلم ... آخ كه دلم چه واژه تكراريست !كاشكي هميشه .. هر روز سال بهار بود ... كاشكي دلهاي شكسته را راه فراري بود و اصلا كاشكي كسي دلش نمي آمد دلي را بشكند و كاشكي كلمه كاشكي اصلا نبود ! گله ... گله ... شكوه .. اسارت ذهن و شلاق احساس گناه... خدايا در لحظاتي كه تنهايي و بي لذتي وجود مرا احاطه مي كند .. مرا در آغوش گير و ببين كه من براي تو خويش را تا لبه پرتگاه گناه كشانيده ام و ببين كه كودكانه گاهي تو را به باد قضاوتهاي عجولانه خويش گرفته ام .. ... مرا در برهوت سؤالات بي پايان رها مكن ... چون هميشه دستگيرم باش و مرا از خويش برهان كه زهر «‌من » تو را از من خواهد گرفت اگر نگاهم نكني مرا نزد خويش بخوان و به من ياد بده معني عشق چيست؟
زنده ام به عزت خويش و نمرده ام به خاطر رحمت تو و پيوسته صدايي در من فرياد مي زند فردا روز ديگريست هر چند كه صدا غمگينانه باشد

 

توسط مرتضی |



وب لاگ : وب لاگ جوانها i love you

دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان
دوستی
بنویس نامه نویس
دانلود نرم افزار و new pm3
یک روز بارانی
smile of god
نم نم باران
سرخ ابی
نامه های بی جواب
عروسک بی نمک
غریبه دیونگی هم حالی داره
با تو حرفی دارم...خسته ام بیمارم
وقتی یاس ها بوی یاس می دهند
....بخوانی یو نخوانی فقط تو....
دختر افتاب
معصوم
xxxپلاك صفرxxx
نيم نگاه عاشقانه
دانلود جديدترين موزيکها و برنامه
دنیای مجازی یا فاجعه مجازی در ایران
اموزش زبان انگيليسي از را دور
*مهتاب عشق*
درياي شمال
! اشكهاي يخي !
به نام خالق عشق
تقدیم با عشق
غمي غمناك
عاشق تو
قالب وبلاگ

87/12/05 - 87/12/21
86/09/05 - 86/09/21
86/05/22 - 86/05/31
85/07/01 - 85/07/07
85/06/22 - 85/06/31
85/06/05 - 85/06/21
85/06/08 - 85/06/14
85/06/01 - 85/06/07
85/05/22 - 85/05/31
85/05/05 - 85/05/21
85/05/08 - 85/05/14
85/05/01 - 85/05/07
85/04/22 - 85/04/31
85/04/05 - 85/04/21
85/04/08 - 85/04/14
85/04/01 - 85/04/07
85/03/22 - 85/03/31
85/03/05 - 85/03/21
85/03/08 - 85/03/14
85/03/01 - 85/03/07
85/02/22 - 85/02/31
85/02/05 - 85/02/21
85/02/08 - 85/02/14
85/02/01 - 85/02/07
85/01/22 - 85/01/31
85/01/05 - 85/01/21
85/01/08 - 85/01/14
85/01/01 - 85/01/07
84/12/22 - 84/12/29
84/12/05 - 84/12/21
84/12/08 - 84/12/14
84/12/01 - 84/12/07
84/11/22 - 84/11/30
84/11/08 - 84/11/14
84/11/01 - 84/11/07
84/10/05 - 84/10/21
84/10/08 - 84/10/14
84/10/01 - 84/10/07
84/09/22 - 84/09/30
84/09/08 - 84/09/14
84/09/01 - 84/09/07
84/08/22 - 84/08/30
84/08/05 - 84/08/21
84/08/08 - 84/08/14
84/08/01 - 84/08/07
84/07/22 - 84/07/30
84/07/05 - 84/07/21
84/07/08 - 84/07/14
84/07/01 - 84/07/07
84/06/22 - 84/06/31

RSS 2.0

Designed By ParsTheme