تبليغاتX
دوست دارم@
دوست دارم@



تردید

 

تردید

 

می گویند :"تا عشقت را که در درون دلت هست بروز ندهی عشقت عشق نیست"

تردیدی سر تا پایم را فرا می گیرد.

نگاه های پر از حرف هایم را به یاد می آورم

و سکوتم را

یعنی عشقم عشق بود؟

توسط مرتضی |

 

صدای چک چک اشکهایت را از پشت دیوار زمان می شنوم و می شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب ‌، برای ستاره ها ساز دلتنگی می زنی و من می شنوم می شنوم هیاهوی زمانه را که تو را از پریدن و پرکشیدن باز می دارد آه ، ای شکوه بی پایان ای طنین شور انگیر من می شنوم به آسمان بگو که من می شکنم ! هر آنچه تو را شکسته و می شنوم هر آنچه در سکوت تو نهفته
 
   
 
ترا افسون چشمانم ز ره برده ست و میدانم
چرا بیهوده می گویی دل چون آهنی دارم
نمیدانی نمیدانی که من جز چشم افسونگر
در این جام لبانم باده مرد افکنی دارم
چرا بیهوده میکوشی که بگریزی ز آغوشم
از این سوزنده تر هرگز نخواهی یافت آغوشی
نمیترسی نمیترسی نمیترسی که بنویسند نامت را
به سنگ تیره گوری شب غمنک خاموشی
بیا دنیا نمی ارزد به این پرهیز و این دوری
فدای لحظه ای شادی کن این رویای هستی را
لبت را بر لبم بگذار کز این ساغر پر می
چنان مستت کنم تا خود بدانی قدر مستی را
ترا افسون چشمانم ز ره برده است و میدانم
که سر تا پا به سوز خواهشی بیمار میسوزی
دروغ است این اگر پس آن دو چشم راز گویت را
چرا هر لحظه بر چشم من دیوانه می دوزی

توسط مرتضی |

باران كه ببارد

 

شعري براي تو
 
باران كه ببارد
با تمام وجود
زمزمه ات خواهم كرد
و با تمام وجود خواهم شكست
و نبودنت را
با باران خواهم باريد
آنقدر خواهم باريد
كه بيايي
با تو زير باران
كوچه ها را
آواز سرخواهيم داد
با تو زير باران
اگر كه بيايي
 
 

توسط مرتضی |

تا به حال زیر نجوای باران زیسته ای ؟؟؟

 

 

تا به حال زیر نجوای باران زیسته ای ...
تا به حال زیر تپش های آسمان رقصیده ای
...
رقص هر لحظه به رنگ تنهایی
...
در سکوت مروارید های آسمانی
...
تا به حال هم رنگ این آسمان گشته ای
...
تا به حال هم صدای این سرود گشته ای
...
تا به حال گوش به این آسمان لاجوردی دوخته ای
...
این صدای گریه هر پری که دور افتاده از این همه زیبایی
...
زیبایی چشمان خیس تو ... زیبایی آن صورت درخشان تو ... زیبایی آن صدای گیرای تو
...
هر لحظه اشکی پشت اشکی می چکد
...
تا که شاید ببارد در نگاه ماه تو
...
تا که شاید پیوندی دهد دستان تو
...
در نگاه گم گشته این آسمان در دیدار تو
...
تا به حال زیر قطرات باران گم گشته ای
...
تا به حال در سکوت این همه نجوا بیدار گشته ای
...
این همان خواهش دیدار توست
...
این همان گم گشته امید در دیدار توست .....

 

 

توسط مرتضی |

خداي عزيز

 

خداي عزيز
 
خداي عزيز، آنجا هستي
آ یا صدايم را مي شنوی، به آن اهمیتی مي دهي ؟
خداي عزيز،این ما هستیم
كمتر از حد كما ل،دور از آزادی
 
اوه ما به آنچه به دست مي آوریم قانع ايم و بیش از آن نمي خواهیم
ولی گاهی فراموش مي كنيم كه براي چه ما را آفریدی
 
خداي عزيز، اکنون زمان معهود فرا رسیده
اگر گوش مي كني نشانه اي نشان بده
خداي عزيز، به تمنای من گوش فرا دار
ما را با نیازمان تنها نگذار
 
خداي عزيز، دستی بده
آیا این واقعاً همان چیزی است كه تو طرح كردي؟
خداي عزيز، به تو ایمان داریم
گر چه ما نا امیدت كرد ه ايم، نا امیدمان نکن
 
 
اوه ما به آنچه به دست مي آوریم قانع ايم و بیش از آن نمي خواهیم
ولی گاهی فراموش مي كنيم كه براي چه ما را آفریدی
 
امیدوارم و دعا مي کنم ما را به روزی درخشان تر هدایت كني
به بیرون از تاريكي و را همان را روشنی بخشي، خداي عزيز
امیدوارم و دعا مي کنم ما را به راهي بهتر هدایت كني
عشق پا سخ است پس را همان را روشنی بخش، خداي عزيز
را همان را روشنی بخش خداي عزيز، خداي عزيز
عشق پاسخ است پس را همان را روشنی بخش، خداي عزيز

 

توسط مرتضی |

میبخشمت بخاطرترانه های صادقم

 

میبخشمت بخاطرترانه های صادقم
بخاطرسخاوت قلب همیشه عاشقم
میبخشمت بخاطرتویی که خیلی بدشدی
پیش توگریه کردمُ رفتی نموندی کم شدی
میبخشمت اگه نشد یه روزی مال من باشی
ولی بازم ازت میخوام گاهی بیاد من باشی
میبخشمت اگه که من خوب میدونم دلت میخواست
چشمای تورازی بودن ولی غرورتونخواست
می بخشمت عزیزم            می بخشمت عزیزم
میبخشمت بخاطرچشمایی که منتظرن
خاطره هایی که نشد ازتوخیال من برن
میبخشمت بخاطرفاصله های دم به دم
بیادشعری که نشد یه خطِ شم برات بگم
رفتیُ کاری ازدل خسته ی من برنمی یاد
بایدباهاش کناربیام خدابرام بدنمی خواد
بااین که بانبودنت غصه گذاشتی رودلم
امابدون هرجا باشی دوست دارم خیلی زیاد

 

توسط مرتضی |

تمام هستي ام مادر

 

فرشته اي به نام مادر
تمام درد و غم هاي زمانه 
ميرود با لمس دستان تو مادر

تمام عمر وهستي يا بهانه
وجود نازنين توست مادر

اگر من زنده ام در اين زمانه
به شوق مهربان توست مادر

تمام آرزوي من تويي تو
نگاه ناز تو،عمر است مادر

تو ان زيبا بتي در اين زمانه
نگاه گرم تو عشق است  مادر

به هنگام تولد در كنارم
همان زيبا فرشته كيست مادر؟

از انروزي كه دستم را گرفتي
عصاي دستان ضعيفم كيست مادر؟

تمام هستي ام مادر

 

توسط مرتضی |

من ،کوير،خورشيد

 

من ،کوير،خورشيد
 قسم خورده ايم به تنهايي خدا
و از آسماني که ماه را از ما گرفته
باران نمي خواهيم

*****
خورشيد آواره وار طلوع کرد
ديوانه وار انتظار کشيد
ومعصومانه غروب کرد
و شايد ماه نمي داند
چرا آسمان شب
مال اوست

*****
تا حالا به اين فکر کردي که چرا غروب رنگش سرخه
غروب رنگش سرخه
چون خورشيد آتيش مي گيره
وقتي ميبينه من و تو کنار هميم

******

 

توسط مرتضی |

 

 


تو هوای ِبغض ِ باغچه، تُو همون الهه هستی
 
که با دست مهربونت، زخم آینه ها رُ بستی
 
توی ِ قصّه ی شبونه، تو همون فرشته هستی
 
که تو تکرارِ هَراسَم، شبُ از پایه شکستی
 
تو همونی که می تونی،واس ِ من غزل بخونی
 
توی ِ دریای ِ نگاهت، قایِق عشقُ برونی
 
تو همونی که می خواستم،قصّه هام مالِ تو باشن
 
گلای باغچه می خواستن، که با دستای تو واشَن
 
تو همون پنجره هستی، که تو شعرام خونه داری
 
توی ِ فینال ِ محبّت، می دونم کَم نِمیاری
 
تو واسم زمزمه سازی، مثِه بارون واسِه دریا
 
تو همون لحظه ی نابِ، چیدنِ عشقی تو رؤیا
 
تو برام مایه ی شوقی، واسه رفتن تا ستاره
 
مَنُ پُر کن از ترانه، واسه پروازِ دوباره...

 

توسط مرتضی |

چشمهايم را كسي به زور مي بندد ...

 

 

چشمهايم را كسي به زور مي بندد ... چشمهايم را اگرببنديد پلكهايم بي وقفه تلاش خواهند كرد ... هيچ كس كورتر از آنكه نگاه نمي كند نيست ... پروانه بايد در باد رها باشد ... قفس جاي پرزدن ندارد اين را همه مي دانند ... تعجب من بارها از اين است كه ميان اعداد گيج شده اند بعضيها ... ! دلم پروانه اي در مشت ايشان است ..من به نقطه تحمل رسيدم و اينك پرواز كردن كم كم از ياد من خواهد رفت ... زيار انديشه هايم ،‌انگيزه هايم و اميدهايم دفن مي شوند در اين قفس ... خدايا پرواز را در حافظه ام حفظ كن تا روزي كه درهاي قفس را باز كنم و مشت گره كرده ايشان مرا به فضا پرتاب كند

توسط مرتضی |

دیگه گریه دلو وا نمی کنه

 

دیگه گریه دلو وا نمی کنه
 
زندگی با آدماش برای من یه قصه بود
توی این قصه کسی با کسی آشنا نبود
همه خنجر توی دست و خنده روی لبشون
توی شب صدایی جز گریه ی بی صدا نبود
 
نمی خوام مثل همه گریه کنم
دیگه گریه دلو وا نمی کنه
قصه های پشت این پنجره ها
غمو از دلم جدا نمی کنه
 
قصه ی ماتم من هر چی که بود هر چی که هست
قصه ی ماتم قلبِ خسته ی یه آدمه
وقت خوابه دیگه دیره نمی خوام قصه بگم
از غم و غصه برات هر چی بگم بازم کمه
 
 نمی خوام مثل همه گریه کنم
دیگه گریه دلو وا نمی کنه
قصه های پشت این پنجره ها
غمو از دلم جدا نمی کنه

 

توسط مرتضی |

دیگر نمانده هیچ

 

دیگر نمانده هیچ
 
دیگـر نمانـده هـیـچ بـجـز وحـشـت سکـوت
دیگـر نمانـده هـیـچ بـجـز آرزوی مـرگ
خشم است و انـتـقـام ِ فـرو مـانـده در نگاه
جسم است و جان ِ کـوفـتـه در جـسـتـجـوی مـرگ
 
تـنـهـا شـدم ، گـریـخـتـم از خـود ، گـریـخـتـم
تـا شـایـد ایـن گـریـخـتـنـم زنـدگی دهـد
تـنـهـا شـدم که مـرگ اگـر هـمـتـی کـنـد
شـایـد مـرا رهـایـی ازیـن بـنـدگـی دهـد
 
تـنـهـا شـدم که هـیـچ نـپـرسـم نشان کـس
تـنـهـا شـدم که هـیـچ نگـیـرم سـراغ خـویـش
دردا که ایـن عـجـوزهً جـادوگـر ِ حـیـات
بـار دگـر فـریـفـت مـرا بـا چـراغ خـویـش
 
اکـنـون شـب اسـت و مـرگ فـرا راه من هـنـوز
آنگـونه مـانـده اسـت که نـتـوانـمـش شناخت
اکـنـون مـنـم گـریـخـتـه از بـنـد زنـدگـی
بـا زنـدگـی چگـونه تـوانـم دوبـاره سـاخـت ؟

 

توسط مرتضی |

مرا درياب كه دل دريايي من بي تو مرداب است

 

مرا درياب كه دل دريايي من بي تو مرداب است
 
سادگي مرا ببخش كه خويش را تو خوانده ام
براي برگشتن تو به انتظار مانده ام
سادگي مرا ببخش كه دلخوش از تو بوده ام
تو را به انگشتر شعر مثل نگين نشانده ام
به من نخند و گريه كن چرا كه جز نياز تو
هرچه نياز بود و هست از درخانه رانده ام
اگر به كوتاهي خواب ،‌خواب مرا سايه شدي
به جرم آن داغ عطش برلب خود  نشانده ام
گلوي فرياد مرا سكوت دعوت توبود
ولي من اين سكوت را به قصه ها رسانده ام
دوباره از صداقتم دامي براي من نساز
از ابتدا دست تو را دراين قمار خوانده ام
گناه از تو بود و من نيازمند بخششت
چرا كه من درابتدا تورا ز خود نراند ه ام
گناهكار هركه بود كيفر آن مال من است
به جرم آن داغ عطش برلب خود نشانده ام

 

توسط مرتضی |

اگه عشق منی

 

اگه عشق منی
 
آهای تویی که ازمن
باهررنگ وفریبی
میخوای دل ببری باز
ولی با هم غریبیم
اگه تو حقه بازی
منم دستتُ خوندم
یکی دیگه روتوقلبم
بجای تونشوندم
اگه عشق منی
چرابادیگرونی
میخوای بری برو
چرادل میسوزونی
ولی یه روز میایی
که خیلی دیره
یکی دیگه توقلبم
جای تورومیگیره

 

توسط مرتضی |

 

 
 
با يك دنيا غم و حسرت دل از آغوش تو كندم
ديگه حتي يه بارم من به عشقت دل نمي بندم
به آسوني يك قصه تو از عشقم گذر كردي
دلم يك گوله آتيش بود تو اونو شعله ور كردي
ميون اين همه آدم شدم تنهاترين تنها
منو اينجا رها كردي تو در اين گوشه دنيا
با يك دنيا غم و حسرت دل از آغوش تو كندم
ديگه حتي يه بارم من به عشقت دل نمي بندم
ببين بغض شكسته ام رو نمي گم ديره يا زوده
اگر چيزي برام مونده يه مشتي خاطره مونده
واسه اين عاشق ساده يه روز مثل خدا بودي
نمي دونست دل ساده كه خيلي بي وفا بودي
با اينكه دل بريدم من شكسته بال پروازم
هنوز هم توي اين غربت برات معناي آوازم
با يك دنيا غم و حسرت دل از آغوش تو كندم
ديگه حتي يه بارم من به عشقت دل نمي بندم

 

توسط مرتضی |

دیشب به یاد تو تنها گریستم

 

دیشب به یاد تو تنها گریستم
مستانه گریه کردم، دریا گریستم
طوفان غم چو داد گلستان دل به باد
بر حال پر پر گلها گریستم
من بودم و خیال تو در نیمه های شب
بر بخت خویش و این دل شیدا گریستم
بیخود شدم ز گریه و رفتم به اشتیاق
معراج دل نمودم و آنجا گریستم
در جستجوی او ، من آواره ابروار
بر کوه و دشت و دامن و صحرا گریستم
بر زورق دلم شب تیره به موج غم
پنهان به آه بود و پیدا گریستم
هر چند نکته سنج و سخن آورم ولیک
شب در خیال لعل شکر خواب گریستم
موسی به عشق روی تو خودش بود تا سحر
تنها ترانه گفتم و تنها گریستم

 

توسط مرتضی |

حس عاشقی

 

حس عاشقی
 
مست یه نیم نگاهتم
خورشیدباشی من ماهتم
ای اشک گریه های من
کاش بدونی عاشقتم
نرونرو تواز پیشم
من بی تودیوونه میشم
نمیره مهرت ازدلم
من بی توویرونه میشم
چشات قشنگُ بی ریاست
الماس شهرعاشقاست
صورت مثل ماه تو
شاه پری توقصه هاست
ای نازنین دنیای من
ای هم دم شبهای من
بانوی رویایی من
ای شب آفتابی من
نازوادا دیگه بسه
نگات برام یه نفسه
نازنکن دیگه بسه
نازنکن دیگه بسه

 

توسط مرتضی |

اين دل من براي يارم ديوانه است

 

اين دل من براي يارم ديوانه است
ديوانه ديوانه ، پروانه شعله عشق است
من مي دونم چطور در عشق بسوزم
خيلي سخته كه از دست عشق فرار كني عزيزم
اين دل من براي يارم ديوانه است...
 
 
( اين ) دل ، هر كس را كه بخواد به دست مياره
ولي عشق واقعي داره كاملا قرباني نام دلدار ميشه
من عشق رو به عنوان يه هديه براي خودم نگه داشتم
اين دل من براي يارم ديوانه است
ديوانه ديوانه ، پروانه شعله عشق است
 
 
هر لحظه در اين دل طوفاني برپاست
لحظه اي كه منتظرش بوده ام به زودي فرا مي رسه
( فقط لحظه) برخورد قلبهامونو فراموش نكن

 

توسط مرتضی |

« دروغ»

 

« دروغ»
من، با تو بودم و تو، از من چه دور بودی                          
ای کاش تو هم مث من کمی صبور بودی
نگاه من به چشم تو، اما نگات جای دیگه                          
دلم با حرفای تو بود،دلت با حرفای دیگه
اولا میگفتی به من"فرشته ی خدا شدی"                         
اما نفهمیدم چرا تو از دلم جدا شدی
من واسه تو یه عکس شدم،تو واسه من یه بت شدی           
نگو که عاشقم بودی،نگو تو عشق فدا شدی
وقتی شروع شد قصمون گفتی به من "دوسِت دارم"             
اما نگفتی" خیلی زود، تو رو تنهات میذارم"
گفتی به من" مهتابِ من از عشق سیرت میکنم"                  
نفهمیدم معنیشو که، این بود "اسیرت میکنم"
گفتی که" میدونی چرا من فقط عاشق شبام؟                       
چون که چشای تو فقط چراغ میشه شبا برام"
آره گفتی خیلی از عشق و محبت                               
گفتی از نجابت و مهر و صداقت
گفتی اما خودِتم باور نداشتی حرفاتو                            
نمیدونستی به کی باید بگی دروغاتو
اما من تموم حرفای تورو از بر شدم                            
من همه دروغاتو باور شدم.

توسط مرتضی |

عشق

 

عشق
  
عشق یعنى لرزش هر قلب سنگ
مى شود با عشق،هر سنگى قشنگ
 

در طبیعت هرکس یارى گرفت
از براى خویش دلدارى گرفت
 
دلبر من آسمـانى آبـى است
چهرهْ انســانیش مـهتابى است
 

جمله رفتارش بسى باشد متین
ميگذارد پـاخـرامان بر زمـین

 
دلبر مـن عاشق ذات خـداست
زیـنت وزیـور برایـش بـى بهاست
 

جــلوهْ آیــین یــارم ذاتـي است
دلبر من ساده وخوش طینت است
 
یار من همچون پرستو با صفاست
عـاشق زیـباى دنیـاى ماست
 
دلبر من عاشق شعر است وشور
دلـبر مــن در دلش دارد سـرور

 

توسط مرتضی |

قسم بر عاشقان پاک با ایمان

 

قسم بر عاشقان پاک با ایمان
قسم بر اسبهای خسته در میدان
تو را در بهترین اوقات یافتم
قسم بر عصر روشن
تکیه کن بر من
قسم به روز هنگامی که عالم را بگیرد نور
قسم بر اختران روشن اما دور
رهایت من نخواهم کرد
بخوان من را
بگردان قبله ات را سوی من
اینک وضویی کن
خجالت می کشی از من
بگوجزمن کسی دیگری نمی فهمد
به نجوایم صدایم کن
بدان اغوش من باز است
برای درک اغوشم
شروع کن یک قدم با تو
تمام گامهای مانده اش با من

 

توسط مرتضی |

ديگر هوايي براي تنفس نيست

 

ديگر هوايي براي تنفس نيست

قاضي سرنوشت من، عاقبت خواستي تا رعشه هاي مرگ را بر اندام بي تابم نظاره كني؟

پس شتاب كن....

گلويم بي تاب طناب دار فراموشي توست...

نفس هايم به شماره افتاده اند...

شتاب كن...شتاب...

 

توسط مرتضی |

اين باران نيست که ميبارد

 

يادت باشه...گاهي وقت ها مثلا آخر شب ها که مي خواي بخوابي يه دل تنهايي هست
که يکم اون ور تر مي تپه براي تو......
يادت باشه فقط تو بودي که تونستي وارد قلبم بشي بدون اينکه قفلشو بشکني...
يادت باشه من شب ها حتي تو رويا هام با تو حرف ميزنم تويي که يادت وخيالت هم آرامش بخشه...
هيچ ميدوني موقعي که يکم ازم دور ميشي چقدر غصه دار ميشم اون وقته که چشمم دنبال چشاي قشنگت ميگرده که با هر نگاه کلي انرژي ازشون دريافت ميکنم.. دستام
دنبال دست هاي مهربونت ميگرده تا بدونه هستي...هميشه ميموني...خودت ميدوني که اين واژه ها نميتونن
اون چيزي رو که تو عمق وجودمه ابراز کنن..وقتي ميخوام از تو بنويسم نه تنها واژه ها در مقابلت
کم ميارن حتي به احترام حضور سبزت در مقابلت سر تعظيم فرود ..

 

 

پلکهاي مرطوب مرا باور کن ،


اين باران نيست که ميبارد ،


صداي خسته ي من است که از چشمانم بيرون ميريزند.
.
.
.
من دوزخ نشين را گاه گاه ياد کن ....

 

Click Here And Join Us Now! 

توسط مرتضی |

بيا اي دل بيا تا بار بنديم...................براي عشق جائي نيست اينجا

 

..........................تکیه بر دیوار کردم خاک بر پشتم نشست
...............دوستی با هر که کردم عاقبت قلبم شکست
......تکیه بر دیوار کردم خاک بر فرقم نشست
...خاک بر فرقش نشیند آنکه یار از من گرفت

خبر از آشنايي نيست اينجا.................زشعله ردپايي نيست اينجا
بيا اي دل بيا تا بار بنديم...................براي عشق جائي نيست اينجا

زندگی سنگ شد و قلب مرا ساده شکست............
بشکند دست قضا که پر پروازمو بست
.............
اه و نفرین به من این بار اگر بر گردم..............
پشت پا بر تو زنم/بر تو و بر هر چه که هست ........

 

توسط مرتضی |

«عاشق بشیم دوباره»

 

«عاشق بشیم دوباره»

آی آدمای مهربون
پنجره ها رو وا کنید
با دلی از عشق و امید
به شهرمون نگاه کنید

آی آدمای مهربون
بیایید دل های خسته رو
از غصه ها رها کنید
به شهرمون نگاه کنید
به آسمون نگاه کنید

بیایید که باز بهاره
فصلِ شکوفه زاره
مثلِ دو تا پرنده
عاشق بشیم دوباره

بیایید که باز بهاره
فصلِ شکوفه زاره
مثلِ دو تا پرنده
عاشق بشیم دوباره

بیا مثلِ یه عاشق
دلُ بدیم به دریا
برای آرزوها
بریم به سوی فردا

بیا مثلِ یه عاشق
دلُ بدیم به دریا
برای آرزوها
بریم به سوی فردا

بریم به سوی فردا
بیایید که باز بهاره
فصلِ شکوفه زاره
مثلِ دو تا پرنده
عاشق بشیم دوباره

بیایید که باز بهاره
فصلِ شکوفه زاره
مثلِ دو تا پرنده
عاشق بشیم دوباره

عاشق بشیم دوباره

 

توسط مرتضی |

مرگ،پایان کبوتر نیست

مرگ،پایان کبوتر نیست.اما برای بعضی ها،مرگشان زودتر از مُردن فرا می رسد.
                      ***********
بدرود دلِ من!در این زندگی تهی از عشق،چه کسی را دوست بداریم؟
در این تنهایی بی کرانه،به دیدار چه کسی برویم؟
                   *************
دوست داشتم در سرزمینی به دنیا می آمدم که مردمش جُز از عشق نمی گویند،
جزازعشق نمی نویسند،جُز خواب عشق را نمی بینند، وجز از عشق نمی میرند.
                       البته هیچ سرزمینی این گونه نیست.
                                  افسوس!
                      *************
هیچ چشمداشتی ندارم از آن هایی که دوست شان می دارم.از آنها جز این نمی خواهم
که آزاد باشند.این حق آنهاست که گاهی بی هیچ دلیل وتوجیهی مرا ترک کنند و بروند.
دلایل و توجیح ها همواره کاذبند.بنابراین نیازی به آنها ندارم.
                    **************
هرگز از تنهایی دلگیر نمی شوم.
                   **************
آه قحطی ستاره است.قحطی عشق است.قحطی دستی گرم است که دست تو را بگیرد
و بگوید:سلام.قحطی یک لبخند صمیمی ست.
                  **************

 

توسط مرتضی |

گفتي با دل تنگي بخون گفتم مي خونم

 

من آن گلبرگ مغرورم كه ميميرم زبي آبي
 
ولي با خفت خاري پي شبنم نمي گردم
***********
 
گفتي بمون با من بمون
   گفتم مي مونم
گفتي با دل تنگي بخون
گفتم مي خونم
گفتم كه مست و عاشقم ديوونه تو
هرشب خرابم گوشه ميخونه تو
گفتي ببندم عهد با ياد تو بستم
تاج غرورم و زير پات شكستم
گفتي كه بايد عاشق و ديوونه باشم
چون ساقي هرشب مي كش مي خونه باش
گفتي كه بايد خاطرم شرط تو باشه
آخه خيال خسته ام خط تو باشه
گفتي كه با ياس تنت پيرهن بدوزم
چون شاپرك باشم كه از عشقت بسوزم
گفتي كه دستامو بگير
گفتم مي گيرم
گفتي كه از عشقم بمير
گفتم ميميرم
گفتمو گريه كردمو پاي تو ساختم
اين دل سر به راه و آسون به تو باختم
گفتي بمون با من بمون
گفتم مي مونم
گفتي با دل تنگي بخون گفتم مي خونم
چرا با اين كه ميدونم خطا كرده
 هنوز دلگرم اميدم كه برگرده

 

توسط مرتضی |

من دعا کردم برای بازگشت دستهای تو ولی گویا بالی نبود!

 

کاش هیچ کس تنها نبود
کاش دیدنت رویا نبود
گفته بودی می مانم...
اما رفتی ......
و گفتی: اینجا جا نبود
من دعا کردم برای بازگشت دستهای تو
ولی گویا بالی نبود!
یک نفر امد صدایم کردو رفت
با صدایش اشنایم کردورفت
پشت پرچین شقایق که رسید
ناگهان تنها رهایم کرد و رفت

 

 

توسط مرتضی |

می دونستم

 

می دونستم 
 
می دونستم یه روزی، تو رُ پیدا می کنم
 
این دلِ غمزدَه رُ، با تو شیدا می کنم
 
می دونستم عاقبت این وَرا پَر می زنی
 
زیرِ بارونِ سکوت، دِلَمُ در می زنی
 
می دونستم تو چشات، مَنُ خوابم می کنی
 
تُو با اُون هُرمِ نِگات، منُ آبم می کنی
 
می دونستم اِنتظار، آخرین راهِ منِه
 
اسمِ تُو ترانه ی، گاهُ بیگاهِ منِه
 
آخر اُون لحظه رسید، دِلم از قفس پرید
 
با دُو بالِ آرزو، تا تَهِ نفس پرید
 
اُمدی از راهِ دور، جا گرفتی تو دِلم
 
عشقُ با خطِّ دُرشت، تُو نوشتی رو دِلم
 
من همون خسته بودم، تُو بِمَن نَفَس دادی
 
مُژده ی پَر کشیدن، از توی قفس دادی
 
با سَر اَنگُشتای ِ عشق، تُو به جِلدِ تَن زدی
 
قُرعه ی عاشقی رُ، تُو به اسمِ مَن زدی
 
تو چشات پیدا شُدم، که منَ گُم نکُنی
 
عشقَمُ قُربونِی، حَرفِ مردُم نکُنی
 
توی ِ صندوقچه ی شب، اِسممُ جا نذاری
 
دلُ دادم دس ِ تُو، روی ِ اُون پا نذاری....

 

توسط مرتضی |

من گریه خواهم کرد

 

من گریه خواهم کرد
به وسعت تمام چشمه های گرم زندگی
به وسعت تمام چشمه های سرد خاموش
من گریه خواهم کرد
به وسعت عمر یک چشم
به وسعت نگاه طولانی یک عاشق
من گریه خواهم کرد
به وسعت تمام دریا های بی اب
به وسعت تمام زندگی های نا تمام
آیا جائی هست که با ریخته شدن اشکهای من لبریز نشود؟
آیا کسی هست که با اشکهایم دلتنگی هایم را بفهمد؟
آه ای خدای من!
آیا دل من نیز گریه کردن را فراموش خواهد کرد؟
آیا گریه نیز از من دوری خواهد گزید؟
افسوس که نمی دانم.....
و باز گریه و گریه و..........

 

توسط مرتضی |



وب لاگ : وب لاگ جوانها i love you

دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان
دوستی
بنویس نامه نویس
دانلود نرم افزار و new pm3
یک روز بارانی
smile of god
نم نم باران
سرخ ابی
نامه های بی جواب
عروسک بی نمک
غریبه دیونگی هم حالی داره
با تو حرفی دارم...خسته ام بیمارم
وقتی یاس ها بوی یاس می دهند
....بخوانی یو نخوانی فقط تو....
دختر افتاب
معصوم
xxxپلاك صفرxxx
نيم نگاه عاشقانه
دانلود جديدترين موزيکها و برنامه
دنیای مجازی یا فاجعه مجازی در ایران
اموزش زبان انگيليسي از را دور
*مهتاب عشق*
درياي شمال
! اشكهاي يخي !
به نام خالق عشق
تقدیم با عشق
غمي غمناك
عاشق تو
قالب وبلاگ

87/12/05 - 87/12/21
86/09/05 - 86/09/21
86/05/22 - 86/05/31
85/07/01 - 85/07/07
85/06/22 - 85/06/31
85/06/05 - 85/06/21
85/06/08 - 85/06/14
85/06/01 - 85/06/07
85/05/22 - 85/05/31
85/05/05 - 85/05/21
85/05/08 - 85/05/14
85/05/01 - 85/05/07
85/04/22 - 85/04/31
85/04/05 - 85/04/21
85/04/08 - 85/04/14
85/04/01 - 85/04/07
85/03/22 - 85/03/31
85/03/05 - 85/03/21
85/03/08 - 85/03/14
85/03/01 - 85/03/07
85/02/22 - 85/02/31
85/02/05 - 85/02/21
85/02/08 - 85/02/14
85/02/01 - 85/02/07
85/01/22 - 85/01/31
85/01/05 - 85/01/21
85/01/08 - 85/01/14
85/01/01 - 85/01/07
84/12/22 - 84/12/29
84/12/05 - 84/12/21
84/12/08 - 84/12/14
84/12/01 - 84/12/07
84/11/22 - 84/11/30
84/11/08 - 84/11/14
84/11/01 - 84/11/07
84/10/05 - 84/10/21
84/10/08 - 84/10/14
84/10/01 - 84/10/07
84/09/22 - 84/09/30
84/09/08 - 84/09/14
84/09/01 - 84/09/07
84/08/22 - 84/08/30
84/08/05 - 84/08/21
84/08/08 - 84/08/14
84/08/01 - 84/08/07
84/07/22 - 84/07/30
84/07/05 - 84/07/21
84/07/08 - 84/07/14
84/07/01 - 84/07/07
84/06/22 - 84/06/31

RSS 2.0

Designed By ParsTheme